.
اگر آدم حساسی باشی در اینچنین روزهایی بدجوری گیر میکنی.متحیرمیمانی که دلت به حال خودت بسوزد؟ برای دوستانت دلسوزی کنی؟ غصهی خانواده را بخوری؟ به فکر کشورت و مردمش باشی؟ و هزار مطلب دیگر. مثل اینکه خیلی هم بیخودی نبوده که از قدیم همهی شعر و موسیقیِ ما پر بوده از غم وغصه.بچهها در خارج مشکل دارند. تلاششان را میکنند که کمک کنند. البته بخشی از این تلاشها مفهوم هویت یابی هم میدهد. و تو دلت میسوزد. آخر آدمی، انسانی، یک نفر نوشته بود که کاش تمام مردم دنیا یک گردن داشتند و من آنرا قطع میکردم. یکنفر دیگر اما نوشته بود که کاش تمام مردم دنیا یک دست داشتند و من آن دست را صمیمانه میفشردم.
.
۱۳۸۸ مرداد ۱۳, سهشنبه
۱۳۸۸ مرداد ۱۲, دوشنبه
پیش درآمد
.
چرا وبلاگ مینویسیم. واقعا چه نیازی ما را وادار میکند که به نوشتن در فضای مجازی روی بیاوریم؟ چه کسانی نوشتههای ما را میخوانند؟ چه مقدار برای ما مهم است تعداد خوانندگانمان؟ چگونه کیفیت خوانندگان را درک میکنیم؟ تعداد خوانندگان برای ما مهمتر است یا نزدیکی فکری آنان و سن و سال و تحصیلات و تجربیاتشان؟ و اینکه چه مقدار از نظر فکری و احساسی میتوانند با ما نزدیک باشند؟
ایجاد ارتباط با افراد مختلفی که امکان و علاقه دارند درکمان کنند و شناختن کساتی که همفکر و هم نظر ما هستند در جوامع پیچیده و شلوغ و خصوصا در موقعیت فعلی شهر و کشور خیلی ارزشمند و با اهمیت است. در سنین پایین امکان برقراری ارتباط به دلایل متفاوتی مثل فراهم بودن وقت و امکان، نداشتن مسئولیتهای سنگین و وجود زبان مشترکتر و همِگانیتر و دلایل مشابه به سادگی وجود دارد ولی با بالا رفتن سن و پخته شدن تفکرات و ایجاد عادتهای مشخص و تعلقات فکری و احساسی متفاوت و همچنین گرفتاریهای روزمره وغیره به شکل بدی احساس خلا و تنهایی پیش میآید و نیاز به برقراری ارتباط محسوستر است.
اصلا اطمینان ندارم که با بوجود آوردن این وبلاگ توانایی پر کردن این خلا را داشته باشم ولی حتی اگر این هم نشود باز هم انگیزهای است برای تفکر و تعقل بیشتر و شاید هم فقط ((یک کمی درد دل)).
.
چرا وبلاگ مینویسیم. واقعا چه نیازی ما را وادار میکند که به نوشتن در فضای مجازی روی بیاوریم؟ چه کسانی نوشتههای ما را میخوانند؟ چه مقدار برای ما مهم است تعداد خوانندگانمان؟ چگونه کیفیت خوانندگان را درک میکنیم؟ تعداد خوانندگان برای ما مهمتر است یا نزدیکی فکری آنان و سن و سال و تحصیلات و تجربیاتشان؟ و اینکه چه مقدار از نظر فکری و احساسی میتوانند با ما نزدیک باشند؟
ایجاد ارتباط با افراد مختلفی که امکان و علاقه دارند درکمان کنند و شناختن کساتی که همفکر و هم نظر ما هستند در جوامع پیچیده و شلوغ و خصوصا در موقعیت فعلی شهر و کشور خیلی ارزشمند و با اهمیت است. در سنین پایین امکان برقراری ارتباط به دلایل متفاوتی مثل فراهم بودن وقت و امکان، نداشتن مسئولیتهای سنگین و وجود زبان مشترکتر و همِگانیتر و دلایل مشابه به سادگی وجود دارد ولی با بالا رفتن سن و پخته شدن تفکرات و ایجاد عادتهای مشخص و تعلقات فکری و احساسی متفاوت و همچنین گرفتاریهای روزمره وغیره به شکل بدی احساس خلا و تنهایی پیش میآید و نیاز به برقراری ارتباط محسوستر است.
اصلا اطمینان ندارم که با بوجود آوردن این وبلاگ توانایی پر کردن این خلا را داشته باشم ولی حتی اگر این هم نشود باز هم انگیزهای است برای تفکر و تعقل بیشتر و شاید هم فقط ((یک کمی درد دل)).
.
اشتراک در:
پستها (Atom)